محمد مهريار
531
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
585 نفر جمعيت داشته است . ناحيت سميرم از نواحى كهن سكونت و حضارت آريايىها بوده است ولى دورافتادگى محل و كوهستانى بودن ناحيه و حوادث بسيارى كه از تصادم اقوام در آنجا رخ داده است وضع اقتصادى و اجتماعى آن را به عقب برده است بسيارى از ديهها زبان تركى را برگزيدهاند و برخى در زير نفوذ فرهنگ لرى واقع شدهاند . در تمام ناحيه اثر تاريخى ديده نمىشود . ونك ديه معتبر آن همچنانكه از نامش پيداست بسيار قديمى و كهن است و همچنان سولكان كه هردو قدمت خود را از پيشانى معنايى نامواژه جار مىزنند . در اين ناحيه بارندگى زياد است و خاك سست و كلبهها و خانههاى روستايى از خشت خام و گل برآورد شده منظرهء دلپذيرى ندارد . همه كوچك و محقر و تنگ و تاريك از نامهاى ديگر ديههاى وابسته به آن چندان قدمت آشكار نيست بلكه نمونهاى از نفوذ فرهنگ تركى را نشان مىدهد ( قرهنياشى ، قرهآقاج ، قاپاقلو ) بههرحال نامواژهء ما همهء ويژگيهاى اجتماعى و اقتصادى سميرم را دارد ولى ما مىپردازيم به نام آنكه يادگار روزگار كهن است . واژهشناسى : عقدك به اين املاء و تلفظ ناشى از نفوذ فرهنگ تازى است و الا در اين ناحيه واژهء « عقد » عربى به معناى بستن چگونه مىتواند نام ديهى واقع شود همچنانكه در عقدا از توابع يزد چنين انديشهاى نادرست به نظر مىرسيد . ولى عجب است كه وجه اشتراك شگفتى در ميان عقدك و عقدا هم از لحاظ صورت ظاهر نگارش واژه و هم از نظر معنا وجود دارد با اينكه بين آنها فاصلهاى بعيد از همه جهت وجود دارد . و اين نشان اين است كه در تمدن آريايىها يك نحوهء پيوستگى وجود داشته است كه در نامگذارى امكنه و ديهها تظاهر مىكرده و خودنمايى مىنموده است . بپردازيم به معناى آن . همچنانكه مكرر در طى مباحث اين فرهنگ گفتوگو كردهايم ، جستوجوى وجه تسميه به صورتى كه جغرافيدانان و اديبان عرب مىكردهاند بىحاصل است و كارى كه واقعا بايد كرد اين است كه نامواژهء محل را شكافت و معناى درست آن را به دست آورد و بهنحو پسنديده از نظر فقه اللغه ريشهء آن را به زبان بنياد رساند و اين است كارى كه ما در اين كتاب وجههء همت خود قرار دادهايم . عقد با « ع » عربى بىشك در اينجا بىموضوع است . اين واژه از دو جزء « عقد + ك » تركيب يافته است . « عقد » در واقع از دو جزء پارسى « آو + گد » تركيب يافته و از همين صورت بوده است كه تعريب شده و تلفظ و كتابت عربى